لومیا ۹۵۰ و ۹۵۰XL چه تفاو تهایی با هم دارند؟
نوشته شده توسط

لومیا ۹۵۰ و ۹۵۰XL چه تفاو تهایی با هم دارند؟

مایکروسافت لومیا ۹۵۰ اولین زاده نسل جدید لومیایی است که بر اساس تغییر سیاست جدید مایکروسافت تولید شده. این گوشی های هوشمند دقیقاً با رویکردی به نسل آینده ی گوشی های هوشمند، با بهره گیری و انتخاب سخت افزار قوی و پیشرفته در کنار نرم افزاری تازه و پیشگام طراحی و ساخته شده. دستگاهی حماسی که بر اساس میراث نوکیا، تحت نام مایکروسافت روانه بازار می گردد.

نوکیا لومیا ۹۳۰ با ظاهری کاملاً بیزنسی، سخت افزار قدرتمند و صفحه نمایش با کیفیت فوق العاده ای را به عنوان دو شاخص اصلی یدک می کشد. در کنار این ویندوز جدید ۱۰ نماد کامل نوآوری نرم افزاری را در این گوشی به رخ می کشد که با ویژگی هایی همچون Windows Hello  و Windows Continuum هر چه بیشتر کاربردی خواهد شد.

در کنار لومیا  ۹۵۰ که صفحه ای ۵.۲ اینچی دارد، محصولی قوی تر با پسوند XL نیزتولید شده که با اندازه ۵.۷ اینچ، نقش فبلت محصول تازه مایکروسافت را بازی می کند. لومیا ۹۵۰XL بر خلاف نمونه کوچکتر خود که از چیپ اسنپدارگون ۸۰۸ شش هسته ای بهره گرفته، از چیپ پرقدرت ترِ اسنپدراگون ۸۱۰ با هشت هسته همزمان، استفاده کرده. اسنپدارگون ۸۱۰ در حال حاضر یکی از بدنام ترین چیپ های ساخت شرکت کوالکوام به حساب می آید چرا که حرارات تولیدی این چیپ به طور قابل توجهی غیر قابل تحمل است اما ظاهراً مایکروسافت با سیستم خنک کنندگی جدیدی به مبارزه با این سرطانِ اسنپدارگون ۸۱۰ پرداخته. این سیستم خنک کننده مایعِ می تواند تا حدود بسیار زیادی، حرارت اضافیِ تولید شده در هنگام بازی و یا اتصال به Windows Continuum را کاهش دهد. در ادامه نگاهی به گوشی تحسین بر انگیزِ مایکروسافت یعنی لومیا ۹۵۰XL خواهیم انداخت و آن را با نمونه کوچکتر در کاملترین وجه ممکنهِ قیاس خواهیم کرد.

جعبه گشایی

جعبه دو مدل ۹۵۰ و ۹۵۰XL هیچ تفاوت ظاهری ندارد و هر دو گوشی به یک شکل پک بندی شده اند. در این بسته بندی، USB از نوع C و شارژر Type-C 3.0 آمپری دیده می شود. متاسفانه مایکروسافت از قرار دادن هدفون در این بسته خودداری کرده و احتمالاً مسئولیت انتخاب و خرید را به کاربر واگذار کرده! Microsoft Display Dock که برای استفاده از Windows Continuum لازم و ضروری به نظر می رسد نیز در این جعبه نیست و باید آن را جداگانه خریداری کنید تا قیمتی حدوداً ۱۱۰ یورویی دارد.

pack

بدانیم:

Microsoft Display Dock یک جعبه مربع شکل و نسبتا کوچک است که وظیفه آن فراهم سازی قابلیت اتصالِ تلفن به دستگاه های دیگر از طریق پورت های USB 2، HDMI، Display Port و USB C است. این داک دارای دو پورت USB 2 و یک پورت شارژ سریع USB 2 و تنها قابل ارتباط با دو مدل جدید Lumia 950 و Lumia 950 XL است. علاوه بر این Display Dock قابلیت پشتیبانی از موس، کیبورد و انواع صفحه نمایش را دارد. در حقیقت این داک میتواند لومیای شما را تبدیل به یک کامپیوتر شخصی کند.

Windows Continuum در واقع خاصیت جدیدی در ویندوز ۱۰ است که به کاربران اجازه می دهد تا بین دو حالت مختلف تبلت و دسکتاپ، رابط کاربری مورد نظر خود را انتخاب کنند. البته گفتنی است که این ویژگی قرار است به صورت اتوماتیک و توسط خودِ ویندوز تشخیص داده شود.

ظاهر و بدنه

قطعاً، مایکروسافت می توانست خلاقیت بیشتری را در ظاهربندی گوشی به کار بگیرد، به خصوص اینکه قیمت این گوشی بسیار بالاست. بکارگیری پلاستیک مات، برای یک گوشی با قیمتِ فضایی مطمئناً اولین گزینه پیش رو نیست بویژه اینکه بسیاری از شرکت هایِ مطرح پلاستیک ساز! همچون سامسونگ، گوشی های بالارده ی خود را با آلیاژ روانه بازار می کنند و دیگر شرکتِ مطرحی را می توان یافت که به ذلتِ پلاستیک تن دهد. البته شاید برخی دوام و سبکی پلاستیک را نسبت به فلز و یا شیشه مطرح کنند اما آن چیزی در مورد آن بحث می شود، نظرِ مصرف کنندگان در موردِ مواد سازنده یی گوشی است که البته رقبت کلی به سمت شیشه و فلز، یعنی اعلاتر کردن گوشی است.

گوشی ۹۵۰XL با ابعاد ۱۵۱.۹ در ۷۸.۴ میلی متر و ضخامت ۸.۱ میلی متر، نازکتر از لومیا ۹۵۰ با ضخامت ۸.۲ میلی متر می باشد. لومیا ۹۵۰ با ابعاد ۱۴۵ در ۷۳.۲ میلی متر وزنی ۱۵۰ گرمی دارد که تا ۱۵ گرم سبک تر از بردار بزرگتر یعنی مدل XL است.

گوشی 950XL

لومیا ۹۵۰XL

اگرچه که ما با پلاستیک در هر حالتی مخالفیم! اما این بدان معنا نیست که سری ۹۵۰ زیبا و یا اعلاء تولید نشده… نمایِ جلویی با ظاهری مسطح، گلوریا گلاس ۴ را به عنوان محافظِ شیشه بکار گرفته. کاور پشتی گوشی نیز با جنس پلی کربناتیِ مات، باتری و محتویات سازنده گوشی، اسلات میکرو SD و جایگاه سیم کارت را پوشانده است. در واقع یکی از فوایدِ شیشه ای و یا فلزی نیودن همین، امکانِ جداسازی کاور پشتی است که خود به معنای جا دادن بسیاری از ویژگی های کلیدی، مثلِ درگاه میکرو SD است. این حیاتِ پشتی فضا را آنچنان برای مانور باز کرده که مایکروسافت را وادار کرده که گوشی را با قابلیت دو سیم کارتِ همزمان بسازد.

به جز اندازه صفحه نمایش و به طبع آن، اندازه گوشی و چیپ هایِ غیر یکسان، تفاوتِ ساختاری دیگری بین دو مدل لومیا ۹۵۰ و ۹۵۰XL دیده نمی شود. البته مایکروسافت سعی کرده تا حدودی میان دو گوشی تفاوت های ظاهری ایجاد کند. مثلاً جانمای دوربین و فلش در دو گوشی کاملاً متفاوت است.

لومیا ۹۵۰XL با اندازه ۵.۷ اینچی، اندازه ای کاملاً مشابه با فبلت های مطرحِ ساخت سامسونگ و یا اپل دارد که به معنای جایگیری راحت آنها در جیب است. سری لومیا ۹۵۰ با ساختاری یکپارچه و وزنی سبک، تجربه دلپذیری در حمل و در دست نگه داشتن گوشی، ایجاد می کند. در واقع پلاستیک مات باعث می شود تا سُر خوردن گوشی کاملاً منتفی باشد بویژه اینکه اگر بخواهید با یکدست با گوشی خود کلنجار روید!

یکی از بدترین قسمت های لومیا ۹۵۰ و ۹۵۰XL قیمت گذاریِ دیوانه کننده آنهاست.

لومیا 950

لومیا ۹۵۰

کنترل کننده ها

 صفحه نمایش امولدِ با کیفیت کواد HD بر روی گوشی خودنمایی می کند. در بالای صفحه نمایش علاوه بر خروجی صدای گوشی، دوربین ۵ مگاپیکسلی، سنسور های اسکنر عنبیه، نور محیطی، و پروکسیمیتی (مجاورت) قرار دارند. در این قسمت و در منتهی الیه سمت چپ، چراغ تولید کننده نور قرمز دیده می شود که همنطور که گفته شد برای تشخیصِ اسکن عنبیه چشم در محیط ها و نوردهی های مختلف به کار می آید. (در لومیا ۹۵۰ این چراغ، در سمت راست قرار داده شده) در ادامه خواهیم گفت که اسکنر عنبیه چشم، بویژه در بحث Windows Hello چگونه به کار خواهد آمد.

در اطراف صفحه نمایش، چهار میکروفون تعبیه شده که یکی در بالا و دیگری در زیر صفحه نمایش و دو میکروفون دیگر نیز در پشت لومیا ۹۵۰XL تعبیه شده اند. این چهار میکروفون ضبط صدای غنی و کاملی را  فراهم می آورند. دوربین ۲۰ مگاپیکسلی PureView در پشت گوشی کار گذاشته که با لنز ZEISS و ویژگی های تثبیت کننده نوری تصاویر و فلش سه گانه LED RGB بروز رسانی شده. کل مجموعه دوربین و فلاش در لومیا ۹۵۰XL در داخلِ یک قطعه دایره ای شیشه ای سیاه رنگ جا داده شده که با یک برآمدگی ظریف از پشت گوشی بیرون زده است. بلند گو ها نیز در کنار این بخش واقع شده اند.

برای لومیا ۹۵۰ کمی اوضاع متفاوت است. دوربین در یک محیط دایره ای فلز مانند محصور شده و فلاش سه گانه در خارج از این قسمت قرار گرفته. جایگاه اسپیکر نیز در سمت راستِ دوربین واقع شده (در حالی که در XL، اسپیکر در سمت چپ قرار دارد).

از مقایسه فوق الذکر به راحتی می توان فهمید که تفاوت های لومیا ۹۵۰ و ۹۵۰XL در بخش ظاهر، فقط به موضوع تفاوت در جانمایی المنت ها محدود شده (مثلا اسپیکر در که در هر دو در پشت گوشی تعبیه شده و فقط سمت راست و یا چپ بودن آنها متفاوت است)

اگر به سمت چپ و راست گوشی بپردازیم خواهیم دید که سمت چپ در هر دو گوشی فاقد هیچگونه کنترلری است. اما در سمت راست، کلیدهای پاور و تنظیم کننده صدا تعبیه شده اند. اختصاصاً در مورد XL با جانمایی عجیب و غیر معمولی روبرو می شویم که کلید پاور در وسط دو کلید افزاینده و کاهنده صدا محصور شده. کلید شاتر نیز برای عکس برداری های راحت در هر دو گوشی تعریف گردیده.

d0216z5cسطح بالای هردو گوشی میزبان جک هدفون و بخش زیرین نیز جایگاه USB Type-C است. در نهایت اگر پوشش پشتی را جدا کنید می توانید در کنار مشاهده باتری، اسلات سیم کارت ها (این گوشی ها در دو مدل تک و دو سیم کارت در دسترس اند) و همچنین درگاه میکرو SD را ببینید.

whthkifz

 صفحه نمایش

هر دو گوشی از صفحه نمایش امولدِ کواد HD بهره گرفته اند. در مدل XL صفحه نمایش ۵.۷ اینچی تراکم پیکسلیِ ۵۱۸ppi را تولید می کند که نسبتِ بسیار عالی، برای یک صفحه نمایش به حساب می آید. در مدل کوچکتر یعنی لومیا ۹۵۰ تراکم پیکسلی کمی بیشتر از ۵۶۴ppi است که علت بیشتر بودن آن، صفحه نمایشِ کوچکترِ ۵.۲ اینچی است. صفحه نمایش از نظر دقت رنگ بسیار عالی است اما زمانی که به صورت زاویه دار به آن نگاه می کنید، صفحه کمی متمایل به سبز جلوه می کند.

از نظر تولید روشنایی، صفحه XL در حالت دستی حداکثر تا ۳۲۸nits توانایی روشنایی دارد اما اگر آن را رویِ حالت اتوماتیک قرار دهید می تواند بسته به شرایط، تا رقم شگفت انگیزِ ۷۰۵nits روشنایی تولید کند. گوشی تازه متولد شده +S6 Edge از سامسونگ حداکثر توان روشنایی تا ۵۴۰ (در حالت اتوماتیک) دارد و آی فون ۶اس پلاس نیز حداکثر تا ۵۹۰nits روشنایی ایجاد می کند. اوضاع برای ۹۵۰ نیز به همین منوال پیش می رود در واقع در حالت دستی توانایی روشنایی تا ۳۲۸ و در حالت اتوماتیک تا ۶۲۶nits خواهد بود که تا حدودی کمتر از XL است.

در زیرِ نور خورشید XL وضعیت بهتری نسبت به ۹۵۰ دارد. در واقع در رتبه بندی های انجام شده XL در کنار گوشی هایی همچون آی فون ۶ (محصول ۲۰۱۴ اپل) و یا نوت اج قرار دارد اما ۹۵۰ در رده ی پایین تری در کنار گوشی هایی همچون گلکسی آلفا و یا آی فون ۶اس پلاس (محصول ۲۰۱۵ اپل) قرار گرفته.

عملکردِ تقریباً یکسان دو صفحه نمایش در زیرِ نور خورشید

عملکردِ تقریباً یکسان دو صفحه نمایش در زیرِ نور خورشید

یکی دیگر از نکات مثبت در خصوص صفحه نمایشِ XL، رندر عالیِ رنگ هاست. میانگین شاخصِ DeltaE در XL برابرِ ۱.۶ است که کمترین میزان دیده شده در گوشی های هوشمند تا کنون به حساب می آید. صفحه نمایش لومیا ۹۵۰ نیز عملکردی عالی دارد اما با شاخص انحراف ۲.۹ ،پایین تر از XL ظاهر می شود. اصولاً DeltaE کمتر از ۳ به معنای کالیبراسیون و دقت رنگ بندی بالاست از این رو می توان مایکروسافت را برای اهتمام در پایین نگاه داشتن انحراف و افزایش دقت و صحت نمایش تحسین کرد. هر چند که ظاهراً مایکروسافت تلاش بیشتری کرده تا گوشی بزرگتر را بهتر از دیگری بسازد. توجه داشته باشید که تمام موارد فوق از طریق تست ها و آزمایشات محتلف به دست می آید و اصولاً و در نگاه یک کاربر تفاوتی میان دو صفحه نمایش دیده نمی شود و اصولاً گوشی کوچکتر به سبب داشتنِ صفحه نمایش کوچکتر کیفیت بهتری را از خود بروز می دهد. بویژه اینکه از نمایی نزدیک به صفحه نمایش نگاه کنید. همچنین به سبب امولد بودن پنل نمایشیِ هر دو گوشی، کنتراست و نمایش رنگ مشکی در بهترین حالته ممکنه قرار دارد اما می توانید از طریق اپِ Color Profile، میزاتن تعادل و بالانس رنگ و حرارت آن را کم و زیاد کنید.

مقایسه نهایی: صفحه نمایش ۹۵۰XL دارای روشنایی و نمایش بهتر، در زیر نور خورشید است و دقت رنگ بهتری نسبت به لومیا ۹۵۰ دارد

gsvew3pn

عمر باتری

باتری به کار گرفته شده ۹۵۰XL، ظرفیتی ۳۳۴۰ میلی آمپری دارد که تا ۱۰ درصد بزرگتر از لومیا ۹۵۰ است. واضح است که XL با توجه به چیپستی پر مصرف تر و صفحه بزرگتر نیاز به باتری بزرگتر و بهتری دارد. در سه تست استاندار انجام شده برای هر دو گوشی نتایج زیر حاصل شد:

  • تست برای لومیا ۹۵۰XL:
  1. مکالمه تحت شبکه ۳G موبایل: ۱۶ ساعت و ۵۰ دقیقه
  2. وب گردی: ۱۰ ساعت و ۵۰ دقیقه
  3. نمایش ویدئو: ۱۰ ساعت و ۳۸ دقیقه
  • تست برای لومیا ۹۵۰:
  1. مکالمه تحت شبکه ۳G موبایل: ۸ ساعت و ۲۵ دقیقه
  2. وب گردی: ۷ ساعت و ۲۹ دقیقه
  3. نمایش ویدئو: ۹ ساعت و ۴۰ دقیقه

همانطور که مشاهده می کنید، عملکرد باتری XL بهتر از ۹۵۰ است اما در کل این باتری نسبت به محصولاتِ جدید سامسونگ چندان امیدوار کننده نیست. مثلاً در بررسی گلکسی نوت ۵ اعلام کردیم که زمان مکالمه: ۳۰ ساعت و ۲۹ دقیقه، وب گردی: ۱۰ ساعت و ۲۵ دقیقه و پخش ویدئو: ۱۳ ساعت و ۵۳ دقیقه است. همانطور که واضح است گلکسی نوت ۵ در بخش مکالمه و “پخش ویدئو” عملکردی بسیار بهتری دارد.

مقایسه نهایی: واضح است که XL باتری بهتری دارد.

5nzoqo9d

ارتباطات و اینترنت

لومیا ۹۵۰ و ۹۵۰XL بر اساس بازار عرضه از ۱۲ تا ۱۴ باند LTE را ساپورت می کنند. ساپورت از ۳G و چهار باندِ GSM به مانند تمام گوشی ها در این ساخته جدید مایکروسافت نیز بکار گرفته شده. همانطور که گفته شد گوشی هم در قالب تک سیم و هم دو سیم کارته عرضه می شود که اسلات آن از نانو سیمکارت ها می باشد. باند چهار گانه وای فای Wi-Fi a/b/g/n/ac از ویژگی های ارتباطی محلی گوشی محسوب می شود. بلوتوث ۴.۱ ،سیستم موقعیت یابی آمریکایی و روسی (GPS و GLONASS) و رادیو FM از دیگر ویژگی های لومیایِ جدید به حساب می آیند. بازتاب صفحه نمایش بر روی دستگاههای تصویری خانگی نیز، به کمک پروتوکل میراکَست (Miracast) در دسترس است.

همانطور که پیشتر نیز متذکر شدیم، لومیا ۹۵۰ و ۹۵۰XL درای درگاه ارتباط سیمی USB از نوع C هستند. ویژگی هایِ USB OTG و USB HOST دو ویژگی هستند که امکان ارتباط کیبورد و… را به گوشی فراهم می آورند در این USB ساپورت می شوند. Display Dock نیز داکی است که می تواند تبدیلات مختلف سیمی را برای ارتباط با گوشی فراهم کند. با اتصال گوشی به این داک امکان راه اندازی کامپیوترِ با ویندوز ۱۰ بر روی هر مانیتوری فراهم می شود. برای تبدیل حالت ویندوز ۱۰ از گوشی به دسکتاپ کافی است تنظیماتِ Continuum را بر روی دسکتاپ قرار دهید البته در این حالت امکان استفاده از موس و کیبورد با اتصال سیم وجود ندارد اما می توان از طریق بلوتوث آنها را به گوشی متصل کرد. البته توجه داشته باشید، پیاده سازیِ ویندوز از گوشی برویِ تلوزیون از طریق Miracast و بر اساس سیستم وایرلس نیز امکان پذیر است که لازم است TV شما از پروتکل Miracast ساپورت نماید.

در ویندوز ۱۰ اپی با نام Gadgets وجود دارد که با عملکردی شبیه به اپ Smart Connect سونی، اجازه مدیریت خودکار لوازم جانبی متصل به تلفن را فراهم می آورد. این اپ امکان تعریفِ مثلاً راه اندازی یک اپ خاص در زمان اتصال یک وسیله جانبی مشخص (مثل هدست و یا شارژر و…)  را دارد.

مقایسه نهایی: هیچ تفاوت عمده ای در اتباطات دو گوشی دیده نشده است.

ویندوز ۱۰؛ بازگشتِ قدرتمندانه مایکروسافت به سبدِ تکنولوژیکِ مردم!

ظاهراً استراتژی هایِ ساتیا نادلا توانسته مایکروسافت را از رکودی عذاب آور خارج کند. لومیا ۹۵۰ و ۹۵۰XL اولین دسته از گوشی های مایکروسافت محسوب می شوند که به صورت Native ویندوز ۱۰ را سیستم عامل خود یافته اند (Native به این معنا که از همان ابتدا و توسط شرکت به ویندوز ۱۰ موبایل مجهز شده اند). اصول و کلیه خطوط ویندوز ۱۰ موبایل بر همان اساس ویندوز ۸ طراحی شده اما هسته اصلی آن دچار تغییر و تحول شده. ویندوز موبایل ۱۰ جدید به میزان شگرفی شبیه به ویندوز ۱۰ دسکتاپ و ویندوز ۱۰ Xbox وان طراحی شده و می تواند آنها را شبیه سازی کند. این استراتژیِ اصلی مایکروسافت در اتحاد تمام دستگاههای ویندوزی به حساب می آید. این مهم، کمک می کند تا توسعه دهندگانِ اپ، بتوانند اپ ها و برنامه هایی تولید کنند که برای تمام دستگاههای ویندوزی به طور یکپارچه، کار کنند.

رابط کاربری ویندوز ۱۰ کاملاً آشنا به نظر می رسد و بسیار شبیه آنچه قبلاً با آن روبرو هستیم می باشد، هر چند که رنگ و جلا پیدا کرده. صفحه اصلی همچنان به مانند گذشته کاشی مانند طراحی شده. لیست کردن اپ های نصب شده، منوی تنظیمات و بخش اکشن سنتر (action center) با شورت کاتهایی برای فعال سازی وای فای، حالت هواپیما و… به همان ترتیب سابق جلوه می کنند.

چند مولفه ی مهم در ویندوز جدید وجود دارد که ارزش دارد به آنها اشاره ای داشته باشیم. هر چند که شما می توانید مقالات ما در خصوصو ویندوز ۱۰ را از پارسیش دنبال کنید و اطلاعات خود را در این باره افزایش دهید:

بهتر است با ویژگیِ Glance Screen شروع کنیم؛ Glance Screen یکی از ویژگی های کلیدی در ویندوز ۱۰ محسوب می شود چرا که انتخاب و سفارشی سازی ساعت، تاریخ و شماره ها و حتی اعلانات از دست رفته امکان پذیر می شود. مثلاً شما می توانید با انتخاب حالت شبانه برای این قسمت به موارد فوق الذکر رنگ بندی پر حراراتی ببخشید.

مورد بعدی صفحه قفل شده می باشد. چیزِ جدیدی که در این بخش دیده می شود Windows Hello است که به احراز هویت شما می پردازد. اما ویندوز Hello چگونه هویت ما را تایید می کند؟ در واقع Hello با کمکِ چارچوب احراز هویت بیومتریک مایکروسافت بر روی ویندوز، امنیت ورود را تامین می کند. Hello می تواند با کمک سیستم های کنترل عنبیه چشم (تشخیص چهره) و اسکنرهای اثر انگشت کار کند. ویندوز Hello نه فقط برای تلفن ها، بلکه برای کامپیوترها نیز به کار می آید. انحصاراً در گوشی های مدل ۹۵۰، اسکنر عنبیه چشم به عنوان ساختارِ اصلی احراز هویت گنجانده شده و خبری از اسکنر اثر انگشت نیست. سوالی که احتمالاً ذهن شما را درگیر خواهد کرد این است که آیا واقعاً اسکن عنبیه چشم روندی ساده و به مانند اسکنر اثر انگشت خواهد بود؟

win10-1

Glance Screen و ویندوز Hello در صفحه قفل شده

برای اولین بار که قصد دارید عنبیه چشمتان را به گوشی معرفی کنید، سیستم از شما می خواهد تا اینکار را مجدداً و در شرایط نوری بهتر نیز تکرار کنید تا دقت ذخیره عنبیه چشم بالا رود. اما در تست های انجام شده، مشخص گردید به مانند سایر اجزایِ عالی گوشی، این قسمت نیز به بهترین شکل ممکن کار می کند به طوریکه حتی در شرایط نوری ضعیف و یا شبانگاهان در خیابان، اسکن و شناسایی عنبیه چشم یه خوبی انجام می گیرد. تنها کافی است کلیکی رویِ صفحه قفل شده انجام داده تا صفحه نمایش را بیدار کنید و از آنجاست که اسکنر عنبیه در چشمان شما خیره شده و هویت شما را تایید می کند. اگر از زمان تشخیص بخواهید بدانید، چیزی در حدود یک تا دو ثانیه زمان میبرد تا گوشی تمام این کارها را انجام دهد که زمان زیادی نیست. البته اگر به هر دلیلی گوشی شما کند شده باشد (مثلاً پر شدن رم و…) ممکن است کمی این زمان افزایش یابد. البته توجه کنید که ویندوز و یا iOS به مانند اندروید از ساختار سنگین و پیچیده ای برخوردار نیستند و سبکی سیستمی یکی از مزیت های iOS و ویندوز می باشد. پس نباید خیلی نگران این موضوع باشید.

 حال ممکن است سوالی دیگری داشته باشید که مسافت گوشی تا چشم باید در چه حدی باشد؟ خوب شاید همانطور که حدس زده باشید، گوشی باید تا حدی به چشم نزدیک باشد که بتواند عملیات خواندن عنبیه را تکمیل کند. البته به طور تقریبی این مسافت به معنای نزدیکی گوشی تا بینی نیست و فاصله می تواند از این بیشتر باشد، اما باید توجه کرد که گوشی باید نزدیک برده شود. در خصوص عینک به چشم ها، نیز باید گفت که اصولاً اسکن چشم با عینک، امکان پذیر نیست هر چند که ممکن است گاهاً بتوان با عینک نیز اسکن راحتی داشت اما باید بیاد داشت که اصلِ کارِ این اسکنر بر نبود عینک بر چشمان است.

بهتر است کمی هم در مورد دقت اسکنر عنبیه صحبت کنیم. شاید شما هم مثل ما، اینگونه قضاوت کنید که مایکروسافت به منظور جلوگیری از هر گونه مشکل در باز شدن گوشی با این اسکنر، سخت گیری ها و دقت را به میزان قابل توجهی کاهش داده باشد، بطوریکه بتوان در مواردی باگ هایی در این اسکنر یافته و فردِ دیگری بتواند آن را با چشمانِ مبارکش باز کند!؟ جواب به این سوال خیلی آسان نیست و نیاز به تست های مشخص و پیچیده دارد اما بر اساس یکی از تست های انجام شده مشخص گردید در صورتی که در بخشِ معرفی چشم دوم به گوشی، چشمی متفاوت که دارای رنگ مشابه رنگ چشمانتان است را تعریف کنید، گوشی در احمقانه ترین حالتِ ممکنه، چشم فردِ دیگر را به عنوان چشمِ دوم شما انتخاب می کند. البته نمی توان به این موضوع ایراد گرفت چرا که کنترل چنین وضعی به عهده کاربر بوده و نمی توان آن را یک هکِ واقعی به حساب آورد. اما بهتر است قبل از اینکه گوشیتان به دست کسی بیفتد و از این نقیصه سوء استفاده کند، هر دو چشم مبارک را به آن معرفی کنید.

ویندوز موبایل ۱۰ دقیقا به مانند گذشته با طرحی کاشی مانند، صفحه اصلی را به نمایش می گذارد که امکان تغییر اندازه و یا پین (سنجاق) آنها وجود دارد و در کنار آن نیز امکان کم رنگ کردن کاشی ها برای دیدن بهترِ عکس پس زمینه وجود دارد. صفحه بعدی نیز از طریق All app نوشته شده در زیر صفحه نمایش امکان پذیر است که دربردارنده ی لیست تمام اپ های نصب شده در گوشی است.

Action Center در ویندوز ۱۰ به طور مشخص به مانند اندروید کار می کند و از راهِ پایین کشیدن صفحه از بالا به پایین قابل دستیابی است. دسترسی های سریع آن (مثل وای فای، بلوتوث و …) قابل تنظیم و سفارشی سازی است و شما می توانید موارد مورد نیاز خود را در آن لیست کنید.

win10-2

مایکروسافت با پیش گرفتن روش  کاری اپل سعی می کند تا اپ هایی که به پس زمینه می روند را معلق کند و تا زمانی که به سراغ آنها نرفتید اجرای آنها را متوقف کند. البته اینکار برای تمام اپ ها جایز نیست و اپ هایی مانند ناوبری، کورتانا و اپ باتری و برخی دیگر هرگز بسته نشده و در بک گراند نیز مشغول خدمت خواهند بود مگر اینکه به طور مشخص و مستقیم، کارکرد آنها را متوقف کنید.

حالت کنترل گوشی با یک دست ، همان نبوغ و روش اپلی است که در البته اینبار در رگ های لومیا شریان یافته. در واقع در این حالت کل تصویر نیم صفحه شده و رسیدن انگشت شست به قسمت های مختلف، امکان پذیر می گردد. در بخش تنظیمات، سوئیچ به حالت تبلت وجود دارد که حالت لنداسکیپ (حالت خوابیده ای از صفحه نمایش) را ارئه می کند.

هر انچه که گوگل Now و سیری (Siri) در اندروید و iOS انجام می دهند، به نوعی کورتانا در ویندوز بر عهده دارد. در واقع کورتانا از طریق فرمانهای صوتی شخص، درخواست ها را دریافت و به آنها پاسخ می دهد. آب و هوا، حوادث و اخبار، ورزش و نتیجه مسابقات و … مواردی است که کورتانا قدرت پاسخ دهی به آنها را دارد. کورتانا همچنین می تواند پیشنهاداتی را برای پخت و پز و یا پیدا کردن مکانهایی برای صرف غذا و یا قرارهای عاشقانه پیشنهاد کند. (اطلاعات بیشتر درباره کورتانا)

win10-3

حالت نیم صفحه: برای کار با یک دست طراحی شده

Windows Continuum

ویندوز Continuum برای اولین بار و به طور مختصر در مراسم ویندوز ۱۰ معرفی شد. در واقع این ویژگی به عنوان یک حالت سویچ بین UI های مختلف تعریف گردید که می توانست بر اساس برخی رویدادها مثلاً اتصال کیبورد از حالت گوشی به حالت دسکتاپ تغییر حالت دهد. اما حال با عرضه نسخه نهایی ویندوز موبایل ۱۰ شاهد آن هستیم که Continuum بیشتر از اینها هم می تواند عمل کند. وقتی گوشی خود را به مانیتور و یا کیبورد و حتی موس و از طریق Microsoft Display Dock متصل می کنید، گوشی این را تشخیص می دهد و مطابق آن رفتار می کند. مثلا در اتصال گوشی به مانیتور می توانید PC کاملی را شبیه سازی کنید و از ظریق موس و کیبورد به راحتی بر روی ویندوزِ شیفت شده روی مانیتور کار کنید. دستگاههای جانبی بلوتوثی و وایرلسی را می توانید مستقیم و بدون نیاز به داک به گوشی متصل کنید و به مانند یک کامپیوتر واقعی به کار و فعالیت بپردازید. چه چیزی می تواند از این بهتر باشد که گوشیتان، کامپیوتر شما هم باشد؟

ویندوز ۱۰ که روی مانیتور می بینید بسیار به ویندوز دسکتاپ بر روی PC شبیه است با این تفاوت که خبری از آیکون ها بر روی صفحه نمایش و هینطور عملگرِ کلیک راستِ موس نیست. به محض اتصال، منوی Start را در سمتِ چپِ مانیتور خواهید دید. همچنین تسکبارِ معروف در کنار کورتانا و Task View در کنار منوی استارت هرچه بیشتر ویندوز دسکتاپ را تداعی می کنند. یکی از ویژگی های عالی Windows Continuum اینست که در حین اتصال به مانیتور باز هم می توان از گوشی استفاده کرد به این معنا که می توان به تماس و پیام ها و … جواب داد و یا در گالری جستجو و یا عکس برداری کرد. علاوه بر اینها تمام دستوراتِ مهمِ صفحه کلید همچون Ctrl+C برای کپی و Ctrl+V برای پیست کردن و موارد دیگر فعال و قابل استفاده می باشند که تجربه ی کاملی از یک ویندوز دکستاپ را عائد کاربر می کند.

صفحه نمایش شبیه سازی شده توسط Continuum

صفحه نمایش شبیه سازی شده توسط Continuum

اگر به یاد داشته باشید اوبنتو در پروژه ای اندرویدی نیز چند سال پیش با چنین مفهومی سعی کرد تا از طریق اندروید، اوبنتو را بر روی دستگاههای تلوزیون و یا هر مانیتور دیگر شبیه سازی کند اما عملآً در این راه، شکست خورد. شکست اوبنتو  به این دلیل بود که این شرکت سعی کرد بیش از اندازه سیستم محتوایی گوشی را شبیه به اوبنتو شبیه سازی کند که اصولاً کاری سخت و پیچیده و نشدنی بود بویژه اینکه که یک سیستم عامل متعلق به یک شرکت مستقل در سیستم عامل، تصمیم داشت پروژه های باند پروازانه خود را بر روی محصول گوگل پیاده سازی کند. خوشبختانه در ویندوز با چنین معضلی روبرو نیسیتم و محصول ویندوز به طور کامل در اختیار مایکروسافت بوده که همین امر باعث شده تا این غول نرم افزاری جهان بتواند بخوبی در پروراندن و اجرایی کردن این پروژه موفق باشد.

مایکروسافت کاربران خود را به استفاده از Display Dock در ارتباطات سیمی و بدون سیمی توصیه می کند. با این حال می توان موس و کیبورد را مستقیما از طریق بلوتوث و وایرلس به گوشی متصل کرد و در چنین حالتی نیز، سیستم به خوبی کار می کند.

داک؛ کوچک و زیبا طراحی شده که علاوه بر پشتیبانی از USB نوع C از سه USB 2.0 و همچنین پورت HDMI و همینطور DisplayPort و حتی میکرو USB بهره می برد. این داک چندان ارزان نیست و با قیمت تقریباً ۱۱۰ دلاری آن می توان یک گوشی جداگانه خرید! البته بسیاری از خرده فروشان جهانی، داک را با گوشی و به طور رایگان به کاربران هدیه می کنند اما فکر نمی کنم در ایران خبری از این کارها باشد! البته اگر خوش شانس باشیم که داک را ۲۰۰ دلار به ما قالب نکنند! اگر توانستید داک را رایگان تهیه کنید که هیچ! اما اگر نمی خواهید هزینه اضافی خرج کرده جایگزین هایی پیش روی شما قرار دارد که البته عمدتاً بی سیم هستند: مثلاً گفتیم می توان موس و کیبورد را از طریق بلوتوث و وایرلس به گوشی متصل کرد. جایگزین دیگر پروتکل میراکست می باشد (Miracast) که می توان به کمک آن صفحه نمایش اکسترنال مثل TV ها را به گوشی متصل کرد. از طرفی کانورتور های ارزان چینی تبدیل USB C به HDMI نیز در دسترس هستند که همین کار را می کنند. با این حال طبق توصیه مایکروسافت بهتر است از محصول اورجینال این شرکت استفاده کنید بویژه اینکه این داک می تواند عمل شارژ گوشی را نیز بر عهده بگیرد و هنگامی که در حال استافده از گوشی هستید مطمئن باشید که باتری تمام نمی شود.

داک مخصوص مایکروسافت برای اتصال سیمی گوشی با تلوزیون، کیبورد، موس و …

اگر نه پولِ خرید داک و نه پولِ خرید موس وایرلس/بلوتوث را دارید، نگران نباشید. صفحه نمایش لومیا ۹۵۰ و ۹۵۰XL می تواند در قامتِ یک تاچ پد ظاهر شده و کار موس را برای شما انجام دهد. خوشبختانه امکان استفاده از کیبوردِ خودِ لومیا نیز بعنوان کیبورد اصلی وجود دارد. از نقاط قوتِ دیگر این است که می توانید اپ Continuum  را بسته و ادامه کار را در گوشی خود دنبال کنید. همانطور که قبلاً ذکر شد می توانید همزمان که Continuum  فعال است، به سراغ گوشی رفته و کار را آنجا دنبال کنید. حتی می توانید در کنار فعال بودنِ Continuum  تماس بگیرید، ایمیل ها را چک کنید و یا پیام بفرستید و حتی عکس برداری کنید و در گالری تصاویر به دنبال عکس بگردید. البته توجه داشته باشید که امکان باز کردن یک اپ به طور همزمان در هر دو حالت Continuum  و گوشی وجود ندارد پس اگر مثلاً اپِ گالری را در Continuum  باز کرده باشید، زمانی که در گوشی نیز این اپ را اجرا کنید تنها اتفاقی که می افتد این است که اپ گالری از صفحه تلوزیو۰
ن به صفحه گوشی منتقل می شود و اپ مجدداً باز نمی شود.

وقتی هر وسیله جانبی را به داک وصل می کنید بدون اینکه نیاز به نصب برنامه و یا درایوری باشد، اپ Continuum که به صورت پیش فرض در ویندوز های سری ۱۰ وجود دارد، به طور اتوماتیک اجرا شده و ویندوز شما را به صورت دسکتاپی بر روی صفحه نمایش خارجی نشان می دهد.

در حالت Continuum  خبری از یک دسکتاپ واقعی به مانند آنچه که در PC می شناسیم، نیست. در واقع امکان قرار دادن شورت کات از اپ ها و یا ذخیره فایل در آن وجود ندارد. در واقع دکستاپی که در حالت Continuum  جز یک عکس برای پر کردن فضا، چیز دیگری نیست. منوی استارت نیز بطور پیش فرض در سمت چپ قرار داده شده و امکان رفتن به بخش اپ ها (All App) وجود دارد. بسیاری از اپ های جدید شده در اپ استور با Continuum  هماهنگ هستند اما برخی دیگر نیز به این ویژگی بروز نشده اند که بصورت خاکستری مشهود هستند.

در استفاده از Continuum  تمام  میانبری که می شناسیم از کپی، پیست، اکسپلور و… به همان شکل ویندوز اصلی تجربه میشوند. اما باید بدانید که با باز بودن یک اپ، اگر اپ دیگری را باز کنید، ویندوز اتوماتیک اپ اول را مینیمایز می کند و آن را به حالت تعلق (suspended mode) می برد و سپس اپ جدید را باز می کند و به اصطلاح به ماندد ویندوز دسکتاپ نمی تواند دو اپ را همزمان باز کند.

04j4erc2

مرورگر جدیدِ میاکروسافت نیز با عنوان مایکروسافت اِج در ویندوز ۱۰ معرفی شده و خبری از نام اسپارتان نیست. جالب است که شباهت این دو نام و نام قبلی مرورگ مایکروسافت یعنی اکسپلور در حرف اول یعنی e است. البته این شباهت حرف اول، خدایی ناکرده!، به این معنا نیست که شباهتی میان اکسپلوررِ تاریخ مصرف گذشته و اِج (Edge) وجود دارد. مرورگرِ اِج با ساختار و هسته ای شبیه به فایرفاکس و یا گوگل کروم، ارائه شده که امکان نصب پلاگیت های مختلف بر روی آن وجود دارد. ورد (Word) اکسل و … نیز به مانند نسخه دسکتاپی که می شناسیم در درسترس خواهند بود و بر روی ویندوز ۱۰ کار می کنند.

با چنین ویژگی های منحصربفردی قطعاً  در آینده باید شاهد و در انتظار قبضه بازار موبایل توسط مایکروسافت باشیم.

در اینجا لازم است تا نکته ای را گوشزد کنیم: احتمالاً شما با محدودیت هایی در Continuum  مواجه خواهید شد مثلاً شما قادر نخواهید بود تا برنامه های Win32/64 را نصب کنید. در واقع فقط اپ های متناسب با ARM که در ویندوز استور مشخص شده اند را می توانید بکار بگیرید. پس فکر نکنید که ویندوز موبایلی که تغییری در UI آن ایجاد شده، ۱۰۰% تجربه استفاده از ویندوز دسکتاپ را نصیب شما می کند و اپ های مخصوصی نیاز دارند که البته در تمام ویندوزهای ۱۰ نصب می شوند اما نرم افزارهای EXE فقط بر روی نسخه دسکتاپ ویندوز ۱۰ نصب می شوند.

عملکرد و سخت افزار

همانطور که در ابتدا هم متذکر شدیم، گوشی های ۹۵۰ و ۹۵۰XL از نظر سخت افزاری تفاوت هایی با هم دارند. ابتدا نگاهی به ۹۵۰XL  می اندازیم: این گوشی دارای چیپ اسنپدارگون ۸۱۰ است که به دلیل گرمای بیش از حد، تقریباً مشهور ترین ناکامی شرکت کولکوم محسوب می شود اما ظاهراً برخی شرکت ها مثلِ سونی تصمیم گرفته اند تا با بکارگیری روش های خنک سازی، این چیپ قدرتمند را بکار بگیرند. مایکروساقت نیز ظاهراً با چنین تصمیمی، به سراغ اسنپدارگون ۸۱۰ رفته. در واقع مایکروسافت به مانند سونی با رویکردِ خنک سازی مایع توانسته از گرمای انفجاری این چیپ به طور قابل ملاحظه ای بکاهد. مایکروسافت از چنین سیستمی برای خنک سازی تبلت های سرفیس خود نیز بهره می گیرد لذا می توان مطمئن بود که کار مایکروسافت در این زمینه ردخور ندارد اما باز هم این شرکت عظیم نتوانسته به طور کامل خود را از شر این ناکامی کوالکوم برهاند. در واقع سیستم خنک کننده مایع، قطعاً به خوبی می تواند گرما را کاهش دهد اما باید تصریح کنیم که گوشی همچنان گرم می ماند اما نه آنطور که نتوان از گوشی به راحتی استفاده کرد. پس از سیستم خنک کننده انتظار معجزه نداشته باشید اما خبر خوب اینست که لومیا ۹۵۰XL به هیچ وجه تحت این گرما، کمر خم نمی کند و به خوبی می تواند فشار های وارده را تحمل و مدیریت کند. در واقع سیستم خنک کننده کمک می کند تا با یک گوشی آتشین مواجه نشویم و در عین حال کمک می کند تا گوشی بدون هیچگونه لگ و تاخیری به وظایف خود عمل کند.

tgn0o3p7

چیپ اسنپدارگون ۸۱۰ در بردارنده پردازنده ای هشت هسته ای و GPU مدلِ آدرنو ۴۳۰ و حافظه ی برابر ۳ گیگابایت می باشد. پردازنده بکار گرفته شده دارای ۴ هسته از نوع کورتکس A57 با سرعت ۲ گیگاهرتز و ۴ هسته ی ۱.۵ گیگاهرتزی کورتکس A53 می باشد. چنین سیستمِ پرقدرتی قطعاً برای انجام وظایف چند گانه ی ویندوزی و همچنین ویندوز Continuum بسیار عالی خواهد بود. تحت بنچ مارک Basemark OS 2.0 که به بررسی همزمانِ عملکرد پردازنده، گرافیک، مموری، وب و عملکرد کلی سیستم میپردازند و میانگینی از آنها را ارائه می کند، ۹۵۰XL در حدِ گوشی هایی همچون نوت۵ و G4 ظاهر می شود. در این بنچ مارک همچنین گوشی ۹۵۰ عملکرد ضعیف تری دارد.

Microsoft Lumia 950 XL review

لومیا ۹۵۰ از چیپ ۸۰۸ اسنپدارگون بهره گرفته که مدل پایینتری نسبت به ۸۱۰ به حساب می آید با این حال برای مدیریت یک صفحه نمایش ۵.۲ اینچی فول HD زیاد هم هست! این چیپ در رده ی چیپ های متوسط رو به بالا دسته بندی می شود که ظاهراً موردِ مناسبی برای لومیا ۹۵۰ به حساب می آمده. این چیپ در بردارنده ی یک پردازنده شش هسته ای در کنار GPU آدرنو ۴۱۸ و حافظه سه گیگابایتی است. پردازنده پکیجی متشکل از کورتکس A57 دو هسته ای با سرعت ۱.۸۲ گیگاهرتز و چهار هسته ای کورتکس A53 با سرعت ۱.۴۴ گیگاهرتز است. بهتر است بدانید که سیستم خنک کننده مایع در لومیا ۹۵۰ نیز بکار گرفته شده.

دوربین فوق العاده

هر دو گوشی لومیا ۹۵۰ و لومیا ۹۵۰XL از یک دوربین ۲۰ مگاپیکسلی PureView محشر بهره می برند. سنسور BSI 1/2.4 اینچی به همراهِ لنز با لیسانس ZEISS و سیستم نوری تثبیت تصاویر و فلش سه گانه LED مواردِ دیگری است که دوربین را هر چه بیشتر کامل می کنند. فاصله کانونی F/1.9  و میدان دید گسترده ۲۶ میل متری واید از جمله ویژگی های دیگرِ این دوربین حرفه ای است. این دوربین قابلیت عکس برداری DNG RAW را دارد که می تواند عکس های JPG هشت مگابایتی + نوزده مگابایتی DNG را تحویل کاربر نماید. حالت عکس برداری با شاتر دو مرحله ای در این گوشی نیز که در سری های قبلی لومیا به کار گرفته شده بود، در این گوشیهایِ جدید نیز استفاده شده. همزمان با ویندوز جدید، شاهد تغییر اپ دوربین نیز هستیم. اگر آیکون دوربین که در پایین صفحه اپ فرار دارد را به سمت چپ بکشید، حلقه هایی از تنظیمات شامل بالانس سفیدی (WB)، فوکس، ISO، سرعت عکس برداری و اکسپوژر (تنظیم نور) می باشد که می توانید همزمان با مشاهده سوژه در دوربین این موارد را نیز به طور همزمان تغییر دهید و تاثیر آن را بر عکس ببینید. چنین رابط کاربری بصری و حرفه ای واقعاً دوست داشتنی و بسیار کاربردی است. اپ پانارامویِ لومیا توسط مایکروسافت از اپ استور حذف شده و در کنار آن نیز این اپِ دوربین ویندوز قابلیت عکس برداری پاناروما ندارد که شما را مجبور می کند تا به دنبال اپ های واسط دیگری باشید.

win10-5

عکس برداریِ غنی (Rich Capture): یکی از ویژگی های اضافی اپ دوربین جدید قابلیت عکس برداری غنی یا ریچ است که با عکس برداری های چند باره سعی می کند وضوح عکس را بالاتر برده و احتمالاً در صحنه هایی که کنتراست بالایی دارند کارارایی خود را نشان می دهد. عملکرد این مود چندان شفاف نیست و گاهاً عکس هایی هم مرتبه با حالت HDR می گیرد. و در تست های انجام شده ای که ما گرفتیم تغییر چندانی در جزئیات ندیدم.

 حالت Dynamic Flash: اگر در هنگام شب از Rich Capture با فلاش روشن و یا اتوماتیک، اقدام به عکس برداری کنید دوربین اقدام به عکس برداری سه حالته : با فلاش، بدون فلاش و “تنظیمات خاص فلاش” می کند که Dynamic Flash نامیده می شود. در این حالت اپ با یک نوار قابل تنظیم ظاهر می شود و به شما کمک می کند تا با این نوار، میزان روشنایی عکس را تنظیم کنید. در واقع اپ دوربین با کمک سه حالت عکس برداری شده می تواند کاری کند تا میزان نور عکس را خودتان سفارشی سازی کنید که ویزگی منحصربفرد و عالی ای به نظر می رسد.

win10-6

تصاویر زنده (فیلم شده): تصاویر زنده یا Live Images حالتی برای عکس برداری های متحرک است که در لومیا ۹۵۰ با فرمت JPG ذخیره می شود و در هر دستگاهِ ویندوز ۱۰ به صورت متحرک و انیمه شده نمایش داده می شود. در محصولا اپل نیز چنین ویژگی ای وجود دارد اما ذخیره آنها در قالب MP4 که فرمت ویدئویی است انجام می شود اما در سری لومیا عکس های با فرمت عکس JPG ذخیره می شوند.

امکان زوم کردن محدود: از مزایای داشتن لنزِ RES این است که امکان زوم کردن عکس ها تا کمتر از ۲ برابر هم وجود دارد. تاثیر آن بیشتر در فیلم برداری های ۱۰۸۰p و ۴K ظاهر می شود که باعث می شود در عین زوم کردن حداقل افت کیفیت در فیلم مشهود باشد.

در کل باید گفت، اپ دوربین فاقد عکس برداری های پاناروما و HDR است. Lumia Panorama lens اپی است که می توانید آن را جایگزین پاناروما گیری اپ ویندوزی کنید که تا ۵۰ مگابایت عکس برداری پاناروما را امکان پذیر می کند. جایگزین HDR نیز احتمالا همان Rich Capture است که درباره آن توضیح دادیم. این اپ خیلی سریع اجرا می شود و تاخیر خاصی ندارد اما فوکوس آن خیلی سریع نیست بویژه اینکه اوضاع نوری ضعیف و هوا تاریک شود. عکس برداری پشت سر هم نیز کمی تاخیر دار است بویژه زمانی که عکس برداری Rich Capture باشید و یا ویدئوهایی ۴K فیلم برداری کنید.

عکس برداری این دوربین در حد بی نظیری زیبا و در بردارنده جزئیاتِ مختلف است و به جرات می توان گفت بهترین دوربین گوشی های هوشمندی است که تاکنون دیده ایم، بطوریکه نویزهای درگیر در عکس در کمترین میزان خود قرار دارند. نمونه های عکس برداری شده محدوده دینامیکی بسیار عالی ای دارند. کنتراست، تعادل رنگ سفید و رنگ ها نیز قابل ستایش است. نمونه هایی از این عکس ها در زیر آمده:

simple1 simple2 simple4

محدوده دینامیکی محشری نیز در عکس برداری های Rich Capture حاصل می شود که یادآور حالت HDR است. البته باید یادآور شویم که تفاوت چندانی نمی توان بین حالت عادی و Rich Capture یافت و در هر دو حالت دوربین بسیار عالی عمل می کند. نمونه عکس گرفته شده از یک محل با دو حالت Rich Capture روشن و خاموش در زیر نمایش داده شده:

Rich Capture On (Auto)

Rich Capture On

Rich Capture Off

Rich Capture Off

دوربین سلفی ۵ مگاپیکسلی لومیا ۹۵۰ نیز بیسار عالی عمل می کند و تقریباً می توان آن را پیشتاز بهترین ها دانست. جزیئات عالی و کامل، نویز حداقلی، محدوده دینامیکی بالا و رنگ های دقیق از خصوصیات این دوربین است. عکس های زیر در دو حالت عکس سلفی داخل و خارج:

selfi in selfi out

دامنه دینامیک یا دینامیک رنج (Dynamic range) یا محدوده دینامیکی عکس عبارت است از تفاوت مقدار روشنایی بین تاریک‌ترین نقاط و روشن‌ترین نواحی عکس که دارای جزئیات قابل تشخیص باشند.

ویژگی تثبیت کننده نوری تصاویر کمک می کند تا عکس های بهتری در شباهنگام گرفته شود. کیفیت عکس های گرفته شده در فضای تاریک بسیار عالی است. جزئیات نمایشی تحسین برانگیز و نویز همچنان در حداقل ممکن. بهتر است در شب هنگام حتما با حالت Rich Capture روشن عکس برداری کنید تا عکس هایی بهتر نصیبتان شود. دقت کنید همانطور که گفته شد در حالت Rich Capture و با روشن بودن فلاش، چند عکس مختلف با نور بندی مختلف گرفته می شود ودر نهایت شما می توانید میزات نور فلاش روی عکس را از طریق یک نوار تعیین کنید. دو عکس زیر تفاوت دو حالت خاموش و روشن Rich Capture را نشان می دهد که در بهش روشن ما نوار تعیین روشنایی را روی ۱۰۰ (کامل) قرار دادیم اما شما می توانید آن را با درصدهای ۷۰ و یا ۵۰ و… نیز ذخیره کنید (Dynamic Flash):

Dynamic flash samples auto

Dynamic flash در حالت اتوماتیک

Dynamic flash samples 100

Dynamic flash در حالت دستی و با درجه ۱۰۰ درصد

  حالت slow shutter امکان عکس برداری ها با سرعت شاتر تا ۴ ثانیه را فراهم می آورد. اما این به چه معناست؟ اگر این حالت را روی اتوماتیک قرار دهید عکس های عادی گرفته می شود اما به محض اینکه آن را روی حالت دستی ببرید می توانید زمان سرعت شاتر را تغییر دهید. مثلاً اگر آن را روی ۴ ثانیه بگذارید و در هنگام شب عکس برداری کنید چراغ خودروها و … به صورت پیوسته نمایش داده می شود و عکس دارای وجه نورانی زیبایی می شود. دو عکس زیر حالت اتوماتیک و ۴ ثانیه ای را نشان می دهد:

Manual with shutter auto

slow shutter در حالت اتوماتیک

Manual with shutter at 4s

slow shutter در حالت ۴ ثانیه

جمع بندی لومیا ۹۵۰ و ۹۵۰XL:

گوشی دارای ویژگی های سخت افزاری و نرم افزاری شاخص و سطح بالایی است بویژه در نسخه XL. بهترین بخش و ویژگی این گوشی ها ویندوز ۱۰ حرفه ای و کارآمد است که می تواند تجربه داشتن PC در کنار گوشی را نصیبتان کند. دوربین با کیفیت ۲۰ مگاپیکسلی با قابلیت ضبط ویدئو های ۴K و عکس های شاخص نیز این دو گوشی را در یک سطح نشان می دهد. تنها تفاوت عمده دو گوشی در سخت افزار و اندازه است. البته این دو پکیج سخت افزاری خیلی هم از هم فاصله ندارند و می توان گفت تفاوت عمده ای با هم ندارند و نباید چندان نگران این موضوع بود بویژه اینکه در بحث ویندوز نگرانی هایی که در مورد کاهش سرعت و لگ که در اندورید شایع است وجود ندارد. شخصاً که عاشق این گوشی شده ام و مطمئن هستم که بسیاری از افرادی که تجربه کار با ویندوز دسکتاپ را دارند نیز بدلیل قابلیت Continuum هم که شده به دنبال مزه کردن این شاهکار جدید مایکرسافت در دنیای دیجیتال خواهند بود

Share on Facebook1Share on Google+0Pin on Pinterest0Share on LinkedIn0Tweet about this on Twitter
0 ۲ 14310 ۱۸ دی ۱۳۹۴ بررسی, تلفن همراه دی ۱۸, ۱۳۹۴ Gsm Arena

2 نظر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اشتراک ایمیلی

جدیدترین مطالب پارسیش را در ایمیل خود داشته باشید.

فیس‌بوک

پربیننده‌ترین‌ها

منتخب سردبیر

آخرین مصاحبه‌ها

حمایت می کنیم

نماد اعتماد